<?xml version="1.0" encoding="utf-8" ?>
<rss version="2.0" xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/" >
<channel>
<title> آماتور </title>
<link>http://amatour.blogfa.com/</link>
<description>یادداشت های یک روزنامه نگار محلی </description>
<language>fa</language>
<generator>blogfa.com</generator>
<lastBuildDate>Sun, 05 Oct 2008 11:17:45 GMT</lastBuildDate>
<item>
<title> در نسبت کج گردن و هدیه رییس جمهور به خبرنگار </title>
<link>http://amatour.blogfa.com/post-234.aspx</link>
<description>۱-شنیدی می گن طرف کرگدنه؟من این روزها چیزی شبیه کج کرگدنم. یعنی گردنم کج شده یک طرف و کج راه می رم و کج می بینم. همش باید دراز بکشم. نیم ساعت که می شینم دادم در میاد. رو آوردم به طب سنتی و توصیه های در و همسایه. اتو بذار روش.. حوله داغش کن... کیسه اب گرم... پماد و آمپول و قرص...همین حالا هم کج کج به مانیتور نگاه می کنم.اونم تو شرایطی که خونه جمع شده و همه چیز وسط اتاقاس تا اسباب کشی سر ماه. خونه جدید واسه کتابخونه و کامپیوتر دعوا داریم. زندگی فشرده به همین می گن دیگه.بخش زیادی از کتابا رو قراره بزنم تو کارتون و یه بخشش هم امانی بره خونه دوستان تا بعد.ولی خدایش این درد گردن حکایتی شده واسه من.کج گردن اسم خوبیه.حالا نسبتش رو می خواهید بدانید؟بند بعدی را بخوانید...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;۲- عزیزی دیروز می گفت:ارشاد صفار هدیه  احمدی نژاد به خبرنگارا رو می ده لیستش رسیده روزنامه اما اسم تو نیست.خوشحال شدم.حالا چه دست اندرکاران روزنامه لطف کرده اند و اسم مرا حذف  و چه برادران وزارتخانه دستشان درد نکند.این هدیه ها به ما نمی سازد و بد جور گلو گیر می شود.قبل از این هم ما خودمان اعلام کردیم به برادر صفار که این هدایا را بدهد همان هایی که منتقد منصفند و سالها ست زر می گیرند و مدح می نویسند.نوش جان همان هایی که می گیرند. آقای رییس جمهور لطف کنید روزنامه های غیردولتی دارند می میرند و خبرنگارها چند ماه است حقوق نگرفته اند. سیاست اضمحلال از درون شما نتیجه داده است و هر چه روزنامه غیردولتی ضعیف بوده تقریبا در حال و روز بدی هستند. از این همه حاتم بخشی ها یارانه های این بیچارگان را بدهید تا شاید از خجالت خبرنگارهایشان در امدند.چند ماه است ما حقوق نگرفته ایم؟؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;حالا نسبت کرگدن و کج گردن  و هدی رییس جمهور هم پیدا می شود...&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 05 Oct 2008 11:17:45 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amatour&amp;postid=234</comments>
<dc:creator>amatour</dc:creator>
<guid>http://amatour.blogfa.com/post-234.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>خاتمی می آید؟</title>
<link>http://amatour.blogfa.com/post-233.aspx</link>
<description>&lt;A href=&quot;http://ilna.ir/shownews.asp?code=449317&amp;code1=15&quot; target=_blank&gt;خبر دیدار خاتمی از ایلنا&lt;/A&gt; را بخوانید.
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;شرط های خاتمی کدام هستند؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گویا خاتمی به ان جا رسیده است که می خواهد تصمیم نهایی را بگیرد و بر تردیدهایش فایق بیاید. او قصد ان دارد که بار دیگر به قدرت دست برسد و بر کرسی رییس جمهور بنشیند اما نگران است. نگران ان که نتواند به وعده هایش عمل کند. نه این که نخواهد بلکه نهاد های فرادست نگذارند و ساختار قدرت به او این اجازه را ندهد.تجربه دوره گذشته به او نشان داده است که تنها کسب آرای عموم مردم برای رسیدن به ان چه که وعده می دهد کافی نیست بلکه پیش از جلب ارای عموم مردم باید نهاد های قدرت در ایران را بر آن بدارد که به خواست عموم مردم تمکین نمایند و این امکان را به منتخبان انان بدهد که مسیر اصلاح طلبی را پیش بگیرند و خواست های انان را برآورده سازند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از نگاه خاتمی و اصلاح طلبان نهاد های موازی در قدرت،سازمان های انتخاباتی را به یک سرزمین سوخته تبدیل می کنند و آن گاه ان را به اصلاح طلبان واگذار می کنند.چنین است که باید قبل از رسیدن به آن و تصرفش به ارای ملت چند شرط را به دست اورد.البته خاتمی در بیان شرط هایش گویی چند نکته را نادیده گرفته و یا بیان نکرده است. &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;نخست ان که او گفته است نگران رای نیاوردن نیستم.او درست می گوید اقبال عمومی جامعه به خاتمی بیش از هر رقیب دیگری است. چه در اردوگاه اصلاح طلبان و چه در اردوگاه رقیب. اما خاتمی به حتم می داند در ساختار اتخاباتی ایران تضمین یک انتخابات سالم دشوار است. چه خود او در انتخابات مجلس هفتم و ریاست جمهوری نهم هنوز متهم است که انتخابات را ناسالم برگزار کرده و بخشی از اصلاح طلبان گلایه مندند که چرا چنین کرده است و تن به این بازی داده است.خاتمی و اصلاح طلبان نیک می دانند گام نخست یک انتخابات اطمینان به سلامت ان است. ان هم از طریق مکانیزم های نظارتی خارج از قدرت.تا به حال ایده هایی چون میز احزاب در ستاد انتخابات و ناظران ملی و بین المللی به نتیجه نرسیده است و شورای نگهبان تنها ناظر انتخابات است که متاسفانه هیچ گاه بی طرفی خود در انتخابات را نشان ندادن و دبیر ان همواره از پیروزی مخالفان اصلاحات احساس شعف کرده و برای بیرون راندن اصلاح طلبان از هیچ کوششی فرو گذار نکرده است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خاتمی همچنین در تضمین شرط هایش برای انتخابات باید مشخص می کرد که رسانه ملی در اختیار چه کسی است؟ ایا همچنان به عنوان یک نهاد فرا دستی و جناحی در اختیار گروهی دیگر ازمخالفان اصلاح طلبان قرار خواهد گرفت و تریبونش را به منتقدان که نه دشمنان اصلاح طلبان و اصلاحات خواهد داد تا هر اقدامی که برای تخطئه و تخریب اصلاح طلبان لازم است به کار گیرند؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خاتمی باید مشخص نماید که ایا نیروی انتظامی در اختیار وزارت کشور خواهد بود و یا نه همچنان به عنوان نیرویی که گوش به فرمان دولت نیست و از جایی دیگر خط می گیرد در مواقع ضروری دست دولت را خالی خواهد گذاشت؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;او باید مشخص کند که چنان چه به مقام ریاست جمهوری برسد و شخصی و مقامی از قانون عدول کند و خلاف قانون رفتار نماید و مستحق دریافت تذکر قانون اساسی باشد و بازه بیراهه برود ان گاه راهکار چیست و باید چه کرد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;خاتمی باید تضمین بگیرد که امکان مقابله با نیروهای خود سر را دارد و دستگاه های موازی و دولت پنهان دوباره در دوره او فعال نخواهند شد و تمام همت خود را برای زمین گیر کردن دولت در شش ماه انجام نخواهند داد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;او باید مشخص کند که ایا این اختیار را دارد که وزرای دلخواه خود را به مجلس معرفی نماید یا خیر همچنان بنا به مصلحت های نامشخص و بیان نشده باید چشم از وزرای دلخواه ببند و گوش به دیگران بسپارد.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;این ها شرط های خاتمی اعلام نشده خاتمی است برای انتخابات و یا بهتر است که این شرط ها را بیان کند و بعد تصمیم به وروود بگیرد. برای شرط هایش تضمین بگیرد تا تمام ان چه که در 8 سال گذشته بر او رفت تکرار نشود و به پای نیروهای ودسر نوشته شود و در نهایت ختم به یک ریش تراش شود.اگر غیر از این باشد و تنها خاتمی برای این که بگوید حضورش در انتخابات مشروط بوده و دغدغه دارد و فردا روزی اگر نتواند به برنامه هایش عمل کند بهانه شرط های نپذیرفته شده اش را بیاورد همان بهتر که به میدان نیاید و گوشه بنشیند تا دیگرانی میدان داری کنند که نه شرطی دارند و نه بهانه ای.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sat, 04 Oct 2008 15:21:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amatour&amp;postid=233</comments>
<dc:creator>amatour</dc:creator>
<guid>http://amatour.blogfa.com/post-233.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>بازهم مساوی</title>
<link>http://amatour.blogfa.com/post-232.aspx</link>
<description>قبل از این که بازی شروع شه یکی گفت بازم مساویه شرط می بندم.باید مساوی شه.گفتم توهم داره.مگه میشه.بازی که تموم شد دیدم  شد.من هیچ وقت نمی خوام واسه این بازی کری بخونم.به قول قطبی کرزیه هرکی بخواد پیش بینی کنه.حالم به هم میخوره&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Fri, 03 Oct 2008 17:56:19 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amatour&amp;postid=232</comments>
<dc:creator>amatour</dc:creator>
<guid>http://amatour.blogfa.com/post-232.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>فراموشی های اصلاح طلبان</title>
<link>http://amatour.blogfa.com/post-231.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;اصلاح طلبان این روزها بیش از آن که به یک انتخابات آزاد و عادلانه فکر کنند و برنامه ای برای آن تدوین کنند خود را درگیر این کرده اند که الا و بلا خاتمی بیاید و اگر او نیاید دنیای اصلاح طلبان به اخر خط رسیده و دیگر آن ها امکان حیات نخواهند داشت.گویی تمام سرنوشت و آینده اصلاح طلبان در گرو یک فرد است و تمام آن چه که در این سال ها شعار داده اند برای جامعه مدنی و نهاد سازی تنها و تنها در حد تئوری و شعار باقی مانده است و حالا شیشه عمر در دستان خاتمی است.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اصلاح طلبان در حالی بر آمدن خاتمی تاکید دارند که هنوز نگفته اند برنامه اشان برای جمعیت 20 میلیونی که با صندوق های رای قهر کرده اند چیست؟آیا تنها به امید این که مردم از احمدی نژاد خسته شده اند به خاتمی رای خواهند داد؟ اگر این گونه باشد که هر کس دیگر به غیر از خاتمی این توانایی را دارد که رای مردم ناراضی را جلب کند و چرا خاتمی که کارنامه ای دارد که در کنار نقاط مثبت اش چندین و چند نکته منفی هم هست؟ مگر همین کسانی که این روزها برای آمدن خاتمی کمپین راه می اندازند و شب تا صبح پشت در او نشسته اند در سال های اخر دوره قبل نمی گفتند که او نمی خواهد و پایبند به شعار های اصلاح طلبانه نیست؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حالا که اصلاح طلبان این همه اطمینان دارند که کارنامه احمدی نژاد همه را به سمت ان ها سوق می دهد چرا چهره ای دیگر رو نمی کنند که مردم از بغض احمدی نژاد به او رای بدهند. مگر همین احمدی نژاد خود از بغض مردم به هاشمی در سال 84 رای نگرفت؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اصلاح طلبان این روزها به شدت دچار یک سردرگمی هستند.هر چه که اعتبار اجتماعی ندارند را می خواهند از خاتمی بگیرند و او را فدای تمام نداشته هایشان بکنند.اصلاح طلبان چرا نمی ایند و به مردم نمی گیویند که در این سالها برای تحکیم جامعه مدنی چه کرده اند؟ چرا نمی گویند سازمان های سیاسی اشان چقدر نیرو جذب کرده اند و برای همگرایی میان سازمان ها چقدر طرح و برنامه داشته اند و چه کرده اند در این چهار سال بعد از شکست جز یک شکست دیگر در انتخابات مجلس و یکی هم در شوراها؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آیا اصلاح طلبان این بار از سلامت انتخابات اطمینان دارند که می خواهند حتمن با یک نامزد واحد به صحنه بیایند و آیا بازهم مطمئن هستند که چون سال 76 نمی خواهند بیایند تا ثابت کنند که بخشی از نیروی سیاسی موجود در جامعه هستند و بدون هیچ برنامه ای تنها خاتمی را قربانی شهوت قدرت خود کنند؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به راستی اصلاح طلبان به این فکر کرده اند دوره پسا احمدی نژاد را چگونه سامان خواهند داد؟ و اگر به فرض پیروزی از سامان دادن آن ناتوان باشند چه اتفاقی رخ خواهد داد؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;اصلاح طلبان به این اندیشیده اند اگر همه را راضی کردند و خود خاتمی را هم به میدان آوردند و ائتلافی گسترده شکل دادند و در روز انتخابات نتوانستند جامعه ناراضی را به پای صندوق های رای بیاورند چه خواهد شد و فردای روز 22 خرداد چه سرنوشتی در انتظار انانی است که هنوز ذره ای امید به اصلاحات دارند؟&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;آن گونه که این روزها از قرائن و شواهد بر می اید اصلاح طلبان این روزها بیش از ان که بخواهند منطقی فکر کنند و به سالهای دورتر بیاندیشند کاملا احساسی به قدرت نگاه می کنند و شهوتی عجیب برای بازگشت دوباره به قدرت دارند و چه بد که در این میان خاتمی را جدای از شخصیت سیاسی و اجرایش می خواهند قربانی کنند.کاش کمی هم به امکان های نه به خاتمی فکر کنند و این که اگراحتمالا او رای بیاورد سازمان مخفی رای وجود دارد و با آمدن خاتمی دولت های پنهان دست به کار می شوند و کفن پوشان و خودسر ها دست به یراق اماده برای مقابله با انحراف های احتمالی.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;چه خوب بود که اصلاح طلبان در این روزهای سخت که به تعبیر خودشان مردم از احمدی نژاد خسته اند سراغ کسی دیگر می رفتند و آسشان را می گذاشتند برای روزهای مبادا.همه ترس از این است که بیاورندش و بعد....&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 30 Sep 2008 09:59:13 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amatour&amp;postid=231</comments>
<dc:creator>amatour</dc:creator>
<guid>http://amatour.blogfa.com/post-231.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کارت سربازی</title>
<link>http://amatour.blogfa.com/post-230.aspx</link>
<description> تکیه زده ام به ماشین و در دیوار نو نوار شده را نگاه می کنم و چند صندلی که به منظور تکریم ارباب رجوع گذاشته اند که یکی می پرسد: تو اینجا نبودی؟چرا من همینجا بودم. نوزده مافی.می خندد و سفت دستم را می فشارد.پرت می شوم چند سال قبل.به روزهایی که یادآوریش چندان خوشایند نیست.
&lt;P&gt;&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چه کسی امروز مرا اینجا فرستاد؟آمده ام که چه کنم؟ که بازگردم به این همه سال عقب.هوا هنوز سرد نشده بود اما اورکت می پوشیدیم و من یک هند بند مشکی زیر کلاه می انداختم . داشتم پله ها را مثل همیشه دو تا یکی می پریدم و داد می زدم سفیر سفیر .....که گروهبان نگهبان نگاه معنا داری به من انداخت و گفت: امروز نرو سر پست.برو مقر....زیاد به حرف این گروهبان های کادری گوش نمی دادم خیر سرم من افسر وظیفه بودم و برای خودم کلی ادعا. هر وقت که شوخی مان جدی می شد می گفتم:پسر  سال باید پا بچسبانی تا تازه بشوی نوزده مافی...آش خور.....یک بار سر همین حرف گوش ندادن ها شب را رفتم بازداشتگاه و هر چه دری وری که بلد بودم نصیب بیچاره پهلوانی کردم.طفلک همیشه فکر می کرد سر آن قصه مقصر بوده و می خواست یک جور از دلم در بیاورد.آن روز اما پهلوانی نبود رحیم زاده تازه استوار شده بود و به قول خودش درجه ها سنگینی می کرد و کاسکلدره نامی که لهجه شمالی اش وحشتناک توی ذوق می زد.کنار این هاگروهبان تازه کاری هم بود که من توصیه اش را نشنیده گرفتم و بی سیم را برداشتم تا بروم سر پست.نگاه رحیم زاده هم سوال برانگیز بود:تو چرا؟ تو چه کرده ای؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;چرا من؟ مگر من چه کرده ام؟این واکنش من بود به احضارم به مقر محمد.صورت جلسه ای را به من دادند تا بی صدا امضا کنم و گفتند و درجه هایت را بکن.نوزده درجه تنزیل. نه باور کردنی نیست اخر چرا؟؟من شدم سرباز صفر.حالا گروهبان ها می گفتند: مافی درجه هایت کو...درجه هایم داخل جیبم بود با نامه ای که من را به مقام سرباز صفری تنزیل داده بود. بی آن که بفهمم چرا. فقط این اتاق و ان اتاق بود و چند روز پیاپی اول صبح مقر محمد و الاف شدن و بی جواب ماندن و بعد هم بازرسی و عقیدتی و ...&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;بسطام امروز می گفت:چقدر عوض شدی؟ چقدر پیر شدی؟ موهایت کو.. و بعد ادامه داد: راستی یک مافی هم بود که درجه هایش را گرفتند...من ناخودآگاه پرت شدم به سال ۱۳۸۲ و روزی که قرار شد چند ماه آخر خدمت را با درجه سرباز صفری سپری کنم و بعد هم چند ماهی بی کارت پایان خدمت و در اخر هم همچنان در ذهنم بماند چرا من؟به چه دلیل؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن۱&lt;A href=&quot;http://www.ashtidaily.com/Detail.aspx?cid=151005&amp;catid=505&quot; target=_blank&gt;روزنامه نگاران بی پول&lt;/A&gt; حالروز روزنامه نگاران این روزها خوب نیست.تعدیل  تحدید و بی پولی...درد روایت گران درد های جامعه را چه کسی می خواهد بازگو کند؟)&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن۲ همه جا نوشته اند تظاهر به روزه خواری گناه است و مستوجب عذاب الهی و البته تنبیه دنیوی.من مانده ام تظاهر به روزه داری چه عواقبی دارد؟&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 25 Sep 2008 14:54:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amatour&amp;postid=230</comments>
<dc:creator>amatour</dc:creator>
<guid>http://amatour.blogfa.com/post-230.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>جوانان مشارکت جوی در به در</title>
<link>http://amatour.blogfa.com/post-229.aspx</link>
<description> رییس سازمان ملی جوانان  استان گفته است:&lt;A href=&quot;http://www.farsnews.net/newstext.php?nn=8706301437&quot; target=_blank&gt;3000 هزار جوان قزوینی در سازمان های غیردولتی&lt;/A&gt; فعالیت می کنند.این اظهار نظر چه راست باشد چه دروغ مرا به یاد خانه تشکل های غیردولتی می اندازد.اگر واقعا ۳۰۰۰ هزار جوان قزوینی در این سازمان ها مشغول  فعالیت  هستند و در امور اجتماعی و فرهنگی و.... مشارکت دارند مسولین محترم با کدام توجیه خانه را تعطیل کردند؟آیا وقت ان نرسیده است که یک سال بعد از برگزاری انتخابات خانه و رفتن آقای شیرازی و تغییر استاندار فکری به حال خانه تشکل های غیردولتی شود تا این همه جوان فعال در خیابان های شهر در به در دنبال جا نباشند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن۱- بالاخره &lt;A href=&quot;http://www.fararu.com/vdcdkz0f.yt0ks6a22y.html&quot; target=_blank&gt;مظاهری&lt;/A&gt; هم از کابینه کنار می رود.زور جهرمی بر او چربید.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;پ.ن ۲- محمود احمدی نژاد گفته است برای دیدار با مک کین و اوباما مشکل ندارد.یعنی این که.....&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Sun, 21 Sep 2008 10:23:14 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amatour&amp;postid=229</comments>
<dc:creator>amatour</dc:creator>
<guid>http://amatour.blogfa.com/post-229.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>مجلس نازنین!!</title>
<link>http://amatour.blogfa.com/post-228.aspx</link>
<description>پت و مت را حتما دیده اید. برنامه دوران کودکی و حتی بزرگسالی. دو شخصیتی که تلاش می کنند همه چیز را درست کنند اما می زنند و داغانش می کنند و دوباره از اول.چند وقتی هست که خیره شده ام به مجلس هشتم و دولت نهم. و قصه استیضاح و منتفی شدن ان. دیروز که خبر رسید سوال از رییس جمهور منتفی شده است به این نتیجه ساده رسیدم.پروسه مجلس کاملا روشن است. &lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گام اول: تعدادی از نمایندگان تلاش می کنند تا امضاء جمع کنند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گام دوم: بعد از جمع اوری امضاء تلاش می کنند تا هیات رئیسه اعلام وصول کند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گام سوم:عده ای دیگر تلاش می کنند تا امضاء ها را پس بگیرند.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گام چهارم:هیات رئیسه اعلام می کند امضاء ها پس گرفته شد.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;گام پنجم:نمایندگان تلاش می کنند تا پیدا کنند چه کسی امضاء ها را پس گرفته است....&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;به نظر شما اگر مجلس هشتم از همان اولش از این ژست ها نگیرد بهتر نیست. تا نه وقت نمایندگان محترم به این امورات جزیی!!تلف نشود و نه چند روزی خوراک بدهند به این قلم بدستان از همه جا بی خبر.حالا این چه ربطی به پت و مت دارد به من چه!!!&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دنباله۱:ما شنیدیم &lt;A href=&quot;http://www.isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1198082&amp;Lang=P&quot; target=_blank&gt;استاندار جدید قزوین&lt;/A&gt; ما حصل آشتی کنان شیخ اصلاح طلب قزوینی!! با برادر کردان و البته دولت نهم است. به مبارکی از قدیم گفته اند:کدخدای دو ده....!!!البته می دانید که این چیزا به این جماعت نمی چسبد.&lt;A href=&quot;http://isna.ir/ISNA/NewsView.aspx?ID=News-1200274&amp;Lang=P&quot; target=_blank&gt;اولین اظهار نظر ایشان را بخوانید&lt;/A&gt;:اصولگرای اصلاح طلب.&lt;/P&gt;
&lt;P&gt;دنباله۲:&lt;A href=&quot;http://www.demokracy.blogfa.com/post-675.aspx&quot; target=_blank&gt;ناز نکن....&lt;/A&gt;چرا مساله خاتمی این همه کش دار شده است؟؟&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Thu, 18 Sep 2008 09:28:46 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amatour&amp;postid=228</comments>
<dc:creator>amatour</dc:creator>
<guid>http://amatour.blogfa.com/post-228.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>کروبی خاتمی جنگ اصلاح طلبان نیست</title>
<link>http://amatour.blogfa.com/post-227.aspx</link>
<description>&lt;P align=justify&gt;خنده ام می گیرد از این که اصلاح طلبانی که قرار بود مخالف را به منتقد و منتقد را به موافق تبدیل کنند این روز ها بد تر از اصول گرایان به خودش حمله می کنند.حالا ظاهرا موافقان به مخالف شده اند و مخالفان در مقام برانداز که جلایی پور با شهروند گفت و گو می کند و به همه حمله . وقتی تاج زاده آدم را یاد محمد هاشمی در انتخابات مجلس ششم می اندازد.بعضی وقت ها قدرت چقدر شیرین است....یکی به این ها بگوید به خدا اشتباه گرفته اند رقیب نه در جبهه که کس دیگری است همو که این سال ها همه چیز ما را گرفته و به این روزمان انداخته است.دیروز &lt;A href=&quot;http://www.kargozaaran.com/ShowNews.php?31090&quot; target=_blank&gt;مقاله مهران کرمی&lt;/A&gt; در کارگزاران به دل می نشست.راست می گوید چرا اصلاح طلبان می خواهند همدیگر را راضی کنند تا به گزینه واحد برسند. وقتی چنین چیزی ممکن نیست بگذارند هر کس کار خودش را بکند و این همه دنبال کمپین یک میلیون امضا و جنبش و البته لوث کردن خاتمی نروند. ظاهرا الان طرفداران دو اتشه خاتمی مصداق نرود میخ آهنی در سنگ هستند و حرف هیچ کس به گوششان نمی رود و می خواهند کار خودشان را بکنند. پس بگذاریم بیایند اگر توانستند و آرای خاموش و قهر کرده را جلب کردند نوش جانشان و همه خوشحال می شویم و به دوران گل و بلبل باز می گردیم اگر هم نه که خاتمی را فدای میل قدرت طلبی و البته یک دندگی حضرات کرده ایم باز هم ایرادی ندارد. مانده تا برف زمین آب شود.&lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Wed, 17 Sep 2008 11:56:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amatour&amp;postid=227</comments>
<dc:creator>amatour</dc:creator>
<guid>http://amatour.blogfa.com/post-227.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حاشیه های یک جشن که بوی خاک می داد و البته در خاک برگزار شد</title>
<link>http://amatour.blogfa.com/post-226.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;جشن سينماي ايران جشن كه نه يادبود خسرو شكيبايي بود.چه دوربين هاي تصوير بردار چند بار پسرش را به تصوير كشيدند و چه ان هنگام كه كليپ يادبودش پخش شد و همه چشم هايشان خيس شد. يك لحظه همه عكاس ا پشت به سن كردند تا شكار لحظه كنند براي اشك هاي مادر و پسري كه در سوگ رفتن خسرو زار مي زدند و غمش را با هم تقسيم مي كردند.ما با با هزار مكافت از سد آقايان بلند قدي كه مسوول هدايت و كنترل آدم ها  بودند رد شديم تا  برسيم رديف اول نزديك سن. صندلي براي نشستن نبود و با شوق جا خوش كرديم روي سكوي سيماني  و با هزار زحمت جايمان را حفظ كرديم. سر را كه بالا آورديم چشمان افتاد توي چشم سعيد راد و رضا كيانيان كه دست به دست هم نشسته بودند و هر از گاهي در گوشي با هم از هر دري سخن مي گفتند. اين طرف تر هم مهتاب نصير پور و محمد رحمانيان كنار هم منتظر اعلام  برندگان جوايز تا براي همه دست بزنند. سو‍ژه هاي اصلي هم همينجا بودند درست در دو رديف اول  و پشت ير ان همه عكاس دوربين به دست. يكي اش  خانواده شكيبايي بودند و ديگري هم حاتمي كيا كه فيلمش در چند بخش نامزد بود. هر از گاهي خنده اي مي زد از ته دل. وقتي مهين  نويدي جايزه بهترين چهره پردازي را گرفت و تيموريان نام فيلم را نگفت، حاتمي كيا پرسيد : واسه دعوته ديگه. آن طرف هم داريوش فرهنگ بود كه چشم هايش چند باري خيس شد. درست مثل مهتاب نصير پور و محمد رحمانيان و حتي رضا كيانيان كه هنگام پخش كليپ خسرو تاب نياوردند.نصير پور يك بار ديگر هم چشم هايش خيس شد وقتي گوهر خير انديش برنده جايزه بهترين بازيگر زن سينماي ايران شد نصير پور سراپا ايستاد و برايش دست زد.حامد بهداد براي دقايقي صندلي نداشت تا بنشيند. كنار ايستاد و وقتي هم كه برايش صندلي اوردند جايش را به پيرمردي داد كه روي كناره ها جا خوش كرده بود تا بازهم برگزار كنندگان دنبال صندلي براي بازيگري باشند كه حاضراه هر وقت اسمش آمد سوت زدند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;كنار همه اين ها بهمن فرمان آرا خودش به تنهايي سوژه به عكاس ها و فيلمبرداران مي داد. او كه كنار همسر و دخترش نشسته بود وقتي پاكدل اعلام كرد كانديدا هاي بخش عكس را ببينيم و بعد فهميد كانديداي در اين بخش نيست جز همين نيك رفتار كه جايزه را برده آقاي كارگردان خنديد  و زير لب گفت: كانديدا نداريم؟؟ و يا وقتي كه اسامي نامزدهاي بخش هاي مختلف اعلام مي شد و نام يكي از عوامل خاك آشنا به ميان مي آمد مي خنديد و وقتي كه نام برگزيده غير از عوامل خاك اشنا بود سري تكان مي داد و خنده اي كه يعني بي خيال.هر وقت هم كه برگزيده از عوامل خاك اشنا بود فرمان ارا همراه دست زدن ها جيغي هم مي كشيد تا خوشحال تر از ديگران باشد.آقاي كارگردان وقتي بلند شد تا روي سن برود رحمانيان دستش را گرفت و وقتي هم برگشت رحمانيان به استقبالش رفت تا از ميان جمعيت عبورش دهد.وقتي هم ديگران به او تبريك گفتند و آرزوي نمايش عمومي فيلمش را كردند فقط خنديد.فرمان آرا وقتي براي چند بار متوالي عليرضا قرباني روي سن امد تا بخواند به خنده گفت: بسه ديگه بابا خسته شديم.تكراري شد.آقاي كارگردان هنگامي كه بابك حميدي كنارش امد تا به رسم ادب او را ببوسد چند دقيقه اي سر حميدي را در اغوش گرفت.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;در رديف جلو كنار رضا كيانيان سعيد راد هم جلب توجه مي كرد چه وقتي در باره سينما و بازيگران ان سخن گفته شد و چه وقتي كه كليپ انان كه در سينما ديد&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;پشت سر گروه خاك اشنا هم تيم سازنده فرزند خاك بود و ان ها هم براي خودشان كلي سو‍ژه به عكاس ها دادند. آهنگر و گوهري چسبيده به هم نشسته بودند و كنار اين دو مير اعلايي توليد كننده فيلم و ساير عوامل كه خوب همديگر را تشويق مي كردند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;باران كوثري هم با چهره جديدش  سوژه عكاس ها بود وقتي كه از پشت سن دويد و مثل بچه ها كتك بابايش را گرفت تا با هم روي سن بيايند و جايزه بهترين بازيگر مكمل مرد را اهدا كنند. و يا رويا نونهالي وقتي پاورچين پاورچين از جلوي دوربين ها رد شد و به سرعت فرار كرد تا كسي از او عكس نگيرد و فاطمه معتمد آريا كه پاورچين پاورچين آمد تا برسد به خانواده شكيبايي و  چند دقيقه اي در اغوش همسر خسرو گريه كند.&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از دعوتي ها  هم دختر گوهر خير انديش و مريلا زارعي تصميم گرفتند براي جايزه گوهر خيرانديش  دو نفري بالا بروند.كنار همه اين ها مصيبت ها ي بالا رفتن و تيكه هايي كه بار صدا و سيما شد و اين سينماي مريض كه عسگر پور را وادار كرد تا از رسانه ها بخواهد فكر نكنند او مدير بيمارستان است و گرسنگي و تا 2 شب بيدار ماندن و جا گذاشتن  ماشين كنار اتوبان و ترافيك همت را هم اضافه كنيد. &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Tue, 16 Sep 2008 15:36:23 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amatour&amp;postid=226</comments>
<dc:creator>amatour</dc:creator>
<guid>http://amatour.blogfa.com/post-226.aspx</guid>
</item>
<item>
<title>حوصله ای نیست</title>
<link>http://amatour.blogfa.com/post-225.aspx</link>
<description>&lt;P dir=rtl&gt;من اين روزها  حوصله نوشتن ندارم. همه اش فكر مي كنم اين كه من مي نويسم  درست است يا غلط؟مي خواهم غلبه كنم بر اين ترديد.....شايد همين فردا&lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;برای گفتن من ، شعر هم به گل مانده &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; نمانده عمری و صد ها سخن به دل مانده &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;صدا که مرهم فریاد بود زخم مرا &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;به پیش زخم عظیم دلم خجل مانده &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;گر هم گله ای هست دگر حوصله ای نیست &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سر گرم به خود زخم زدن در همه عمرم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; هر لحظه ، هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; از دست عزیزان چه بگویم گله ای نیست &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; گر هم گله ای هست ، دگر حوصله ای نیست &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حوصله ای نیست &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;حوصله ای نیست &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;سرگرم به خود زخم زدن در همه عمرم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; هر لحظه جز این دست مرا مشغله ای نیست &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt; دیریست که از خانه خرابان جهانم &lt;/P&gt;
&lt;P dir=rtl&gt;بر سقف فرو ریخته ام چلچله ای نیست چلچله ای نیست&lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;
&lt;P&gt; &lt;/P&gt;</description>
<pubDate>Mon, 15 Sep 2008 15:05:18 GMT</pubDate>
<comments>http://commenting.blogfa.com/?blogid=amatour&amp;postid=225</comments>
<dc:creator>amatour</dc:creator>
<guid>http://amatour.blogfa.com/post-225.aspx</guid>
</item>
</channel>
</rss>
