چرا اصلاح طلبان به توقیف مینودر اعتراض نمی کنند؟
انگار عادت کرده ایم به شنیدن خبر های بد و نگزیدن ککمان.تلنبار می شود روی دلم این همه خبر بد. هیچ کس هم اعتراضی نمی کند.
حکایت شیرینی است،حکایت جامعه مدنی ایرانی.وقتی که به حوزه محلی می آیی قصه دردناک تر و رنج آورتر است. فکر می کنم بیش از دو هفته است که مینودر منتشر نمی شود اما به غیر از یادداشت های وبلاگی انگار نه انگار که رسانه ای به محاق رفته است.مدعیان دموکراسی خواهی و آزادی روزه سکوت گرفته اند و قصد آن ندارند که دل کس برنجانند و نهاد های صنفی که من سراغی ندارم. خانه مطبوعات که به سلامتی معاونت ارشاد است و....
چند روز پیش بیژن زنگ زد تا بیانیه ای را امضا کنم در اعتراض به وضعیت روزنامه نگاران رسانه های سراسری و سخت گرفتن مدیران مسوول.ناخوداگاه یاد توقیف مینودر افتادم رسانه ای که اگر چه در این دوران اخیر تنها منتشر می شد بی آن که برنامه ای داشته باشد اما رسانه بود و صدا و حتمن چند خبرنگار و بازاریاب از این راه امرار معاش کرده اند.حال نگاه کنید در دو هفته اخیر که مینودر با تمام ضعف هایش منتشر نشده است به چه کسی برخورده است؟ چه کسی اعتراض کرده و روزنامه نگاران بومی کدام نامه اعتراض امیز را امضا کرده اند.
سال ۸۱ روزهایی که ساکم را بسته بودم تا به قول پدر بزرگم اجباری را طی کنم یاداشتی نوشتم برای حدیث به اسم مانده تا برف زمین آب شود.آن جا در باره نامهربانی هایی که آن روزها با بعضی از نیروهایی سیاسی در استان صورت می گرفت به اصلاح طلبان نشسته بر سریر قدرت گفتم:این آسیاب نامهربانی ها روزی دامان همه را خواهد گرفت. آسیاب به نوبت. سه سال بعد از آن ماجرا چنین اتفاقی افتاد و اصلاح طلبان که امید بسیار داشتند تا در دایره خودی ها جای بگیرند و راهشان را از دگر اندیشان محلی جدا کنند سرانجام خود به درد آنان گرفتار آمدند و این بار اعتماد عمومی را نیز از دست داده بودند و چه جالب که در مقام متهم شاهد بی اعتمادی جوانان تحول خواه بودند.
راستش مرور کارنامه سیاسی اصلاح طلبان بومی قصدم نیست که خود حکایت تلخی است اما تکرار این خاطره به آن سبب بود تا بگویم شاید پس از مینودر نشریه ای دیگر به محاق رود و در پس مطبوعات دیگرانی نیز گرفتار این مهرورزی و عدالت محوری قرار گیرند.اما به راستی کجایند آن ها که مینودر در انتخابات تریبونشان بود؟کارگزارانی ها چه می کنند؟ روزنامه نگاران و حقوق هم صنفی هایشان را چه می شود؟داعیه داران دموکراسی و اصلاح طلبی که چپ و راست بر دولت نهم به خاطر گاز و آب و برق و جاده و ....می تازند برای خفه شدن یک صدا صدایشان چرا در نمی آید؟.....
دور نیست که همه ما به چوب مهربانی و عدالت نوازش شویم و در دایره این برخوردها قرار گیرم. حال چرا سکوت کرده ایم و سخن نمی گوییم و تنها نظاره گریم نمی دانم. می خواستم پیشنهاد بدهم نامه اعتراض آمیز بنویسیم و برایش امضاء بگیریم اما راستش می ترسم که کسی پا نباشد و علی بماند و حوضش.تنها همین روایت درد بس است و این که همه ما عادت می کنیم به پوست کلفتی و کک نگزیدن.
