ديروز براي گفت و گو با محمد جواد حضرتي ها ديدار كرديم. فرمانده اي- این لفظ را منیژه غزنویان به کار برده بود - كه حالا خسته خانه نشسته و مي گويد به خودم قول داده ام از اين اتاق بيرون نيايم. چند وقت قبل از آخرين سمت دولتي خود استعفا داد و حالا با كتابخانه اش زندگي مي كند.
حضرتي از جمله مديران دولتي بود كه در انتخابات خرداد 84 در ستاد معين حضور فعال داشت و شايد به تعبيري از معدود مديراني كه اين جسارت را داشتند و از دموكراسي و حقوق بشر دفاع كردند.
گفت و گوي ديروز با حضرتي خوب شروع شد. گذري بر تاريخ قزوين اما در ادامه مثل تمام گفت و گو هاي چند وقت اخير لحن نا اميد كننده اي پيدا كرد و به گله از سقف كوتاه قزوين رسيد.
پيش از اين فكر مي كردم فقط من اين سقف را كوتاه مي دانم اما حضرتي هم بر اين نكته تاكيد داشت و پيش از وي نيز ديگران از جمله خانم مهوش اسدي.
