جشن سينماي ايران جشن كه نه يادبود خسرو شكيبايي بود.چه دوربين هاي تصوير بردار چند بار پسرش را به تصوير كشيدند و چه ان هنگام كه كليپ يادبودش پخش شد و همه چشم هايشان خيس شد. يك لحظه همه عكاس ا پشت به سن كردند تا شكار لحظه كنند براي اشك هاي مادر و پسري كه در سوگ رفتن خسرو زار مي زدند و غمش را با هم تقسيم مي كردند.ما با با هزار مكافت از سد آقايان بلند قدي كه مسوول هدايت و كنترل آدم ها بودند رد شديم تا برسيم رديف اول نزديك سن. صندلي براي نشستن نبود و با شوق جا خوش كرديم روي سكوي سيماني و با هزار زحمت جايمان را حفظ كرديم. سر را كه بالا آورديم چشمان افتاد توي چشم سعيد راد و رضا كيانيان كه دست به دست هم نشسته بودند و هر از گاهي در گوشي با هم از هر دري سخن مي گفتند. اين طرف تر هم مهتاب نصير پور و محمد رحمانيان كنار هم منتظر اعلام برندگان جوايز تا براي همه دست بزنند. سوژه هاي اصلي هم همينجا بودند درست در دو رديف اول و پشت ير ان همه عكاس دوربين به دست. يكي اش خانواده شكيبايي بودند و ديگري هم حاتمي كيا كه فيلمش در چند بخش نامزد بود. هر از گاهي خنده اي مي زد از ته دل. وقتي مهين نويدي جايزه بهترين چهره پردازي را گرفت و تيموريان نام فيلم را نگفت، حاتمي كيا پرسيد : واسه دعوته ديگه. آن طرف هم داريوش فرهنگ بود كه چشم هايش چند باري خيس شد. درست مثل مهتاب نصير پور و محمد رحمانيان و حتي رضا كيانيان كه هنگام پخش كليپ خسرو تاب نياوردند.نصير پور يك بار ديگر هم چشم هايش خيس شد وقتي گوهر خير انديش برنده جايزه بهترين بازيگر زن سينماي ايران شد نصير پور سراپا ايستاد و برايش دست زد.حامد بهداد براي دقايقي صندلي نداشت تا بنشيند. كنار ايستاد و وقتي هم كه برايش صندلي اوردند جايش را به پيرمردي داد كه روي كناره ها جا خوش كرده بود تا بازهم برگزار كنندگان دنبال صندلي براي بازيگري باشند كه حاضراه هر وقت اسمش آمد سوت زدند.
كنار همه اين ها بهمن فرمان آرا خودش به تنهايي سوژه به عكاس ها و فيلمبرداران مي داد. او كه كنار همسر و دخترش نشسته بود وقتي پاكدل اعلام كرد كانديدا هاي بخش عكس را ببينيم و بعد فهميد كانديداي در اين بخش نيست جز همين نيك رفتار كه جايزه را برده آقاي كارگردان خنديد و زير لب گفت: كانديدا نداريم؟؟ و يا وقتي كه اسامي نامزدهاي بخش هاي مختلف اعلام مي شد و نام يكي از عوامل خاك آشنا به ميان مي آمد مي خنديد و وقتي كه نام برگزيده غير از عوامل خاك اشنا بود سري تكان مي داد و خنده اي كه يعني بي خيال.هر وقت هم كه برگزيده از عوامل خاك اشنا بود فرمان ارا همراه دست زدن ها جيغي هم مي كشيد تا خوشحال تر از ديگران باشد.آقاي كارگردان وقتي بلند شد تا روي سن برود رحمانيان دستش را گرفت و وقتي هم برگشت رحمانيان به استقبالش رفت تا از ميان جمعيت عبورش دهد.وقتي هم ديگران به او تبريك گفتند و آرزوي نمايش عمومي فيلمش را كردند فقط خنديد.فرمان آرا وقتي براي چند بار متوالي عليرضا قرباني روي سن امد تا بخواند به خنده گفت: بسه ديگه بابا خسته شديم.تكراري شد.آقاي كارگردان هنگامي كه بابك حميدي كنارش امد تا به رسم ادب او را ببوسد چند دقيقه اي سر حميدي را در اغوش گرفت.
در رديف جلو كنار رضا كيانيان سعيد راد هم جلب توجه مي كرد چه وقتي در باره سينما و بازيگران ان سخن گفته شد و چه وقتي كه كليپ انان كه در سينما ديد
پشت سر گروه خاك اشنا هم تيم سازنده فرزند خاك بود و ان ها هم براي خودشان كلي سوژه به عكاس ها دادند. آهنگر و گوهري چسبيده به هم نشسته بودند و كنار اين دو مير اعلايي توليد كننده فيلم و ساير عوامل كه خوب همديگر را تشويق مي كردند.
باران كوثري هم با چهره جديدش سوژه عكاس ها بود وقتي كه از پشت سن دويد و مثل بچه ها كتك بابايش را گرفت تا با هم روي سن بيايند و جايزه بهترين بازيگر مكمل مرد را اهدا كنند. و يا رويا نونهالي وقتي پاورچين پاورچين از جلوي دوربين ها رد شد و به سرعت فرار كرد تا كسي از او عكس نگيرد و فاطمه معتمد آريا كه پاورچين پاورچين آمد تا برسد به خانواده شكيبايي و چند دقيقه اي در اغوش همسر خسرو گريه كند.
از دعوتي ها هم دختر گوهر خير انديش و مريلا زارعي تصميم گرفتند براي جايزه گوهر خيرانديش دو نفري بالا بروند.كنار همه اين ها مصيبت ها ي بالا رفتن و تيكه هايي كه بار صدا و سيما شد و اين سينماي مريض كه عسگر پور را وادار كرد تا از رسانه ها بخواهد فكر نكنند او مدير بيمارستان است و گرسنگي و تا 2 شب بيدار ماندن و جا گذاشتن ماشين كنار اتوبان و ترافيك همت را هم اضافه كنيد.

