تبليغاتX
آماتور

آماتور

یادداشت های یک روزنامه نگار محلی

چندی قبل سالار کاشانی از من نیز خواست تا در کنار جمعی دیگر از دوستان در باره "آینده ایران" بنویسیم و این که چه تصوری از آینده ایران داریم و یا دوست داریم آینده ایران چگونه باشد.

تصویر ایران آینده برای من تصویری مبهم است.چه شرایط و وضعیت به گونه ای است که نمی توان تحلیل درستی از آنچه که در جریان است و ممکن است در فردا نمایان شود، ارائه داد. اما من به وسع خود تلاش کرده ام در این نوشتار فارغ از تئوری های سیاسی به بخشی از قطعات این پازل بپردازم. اگر چه در آغاز این نوشتار اعلام می دارم هیچ گونه ادعای در باره درستی و نادرستی این تصویر نداشته و امکان وقوع و یا عدم وقوع آن را برابر می دانم.

1-به این امار ها توجه کنید. این امار ها نه توسط تحلیل گران متهم به براندازی و نه در کتاب های ماکس وبر و هابرماس که در برنامه وزیر پیشنهادی احمدی نژاد برای وزارت کار و امور اجتماعی امده است.شیخ الاسلامی به نمایندگان مجلس گفته است که در چهار سال گذشته 322 هزار فرصت شغلی از دست رفته است.این در حالی است که در تازه ترین امار اعلام شده توسط مراکز رسمی نرخ بیکاری در تهران به 13 درصد رسیده است.البته به گواه منابع غیر دولتی و مستقل حداقل یک چهارم جمعیت ایران فاقد شغل هستند.دبیر شورای هماهنگی کارفرمایان ایران هم چندی قبل آمار اعلام شده توسط نهاد های دولتی را غیر واقعی خوانده و اعلام کرده است: حداقل 25 درصد جوانان بین 14 تا 29 سال کشور بیکار هستند.

محمد تقی رهبر نماینده وابسته به اصولگرایان در مجلس هم به ایلنا گفته است آمار اعلام شده توسط مرکز آمار ایران با واقعیت ها نمی خواند.به گفته او دولت برای کاهش بیکاری تعاریف آماری را دستکاری کرده است.چرا که هر روز بر تعداد واحد های بحرانی افزوده می شود.

در میان این امار ها اما یک نکته بسیار قابل توجه وجود دارد: افزایش بیکاران تحصیل کرده. بنا به گفته وزیر پیشنهادی احمدی نژاد و بر خلاف ادعای وی در ایام انتخابات نسبت بیکاران جوان از 2.02 به 2.21 افزایش یافته است.

بنا بر همین امار که در مجلس انتشار یافت هم اکنون یک میلیون و 111 هزار نفر جوان بیکار و بیش از 3.5 میلیون نفر دانشجوی در آستانه وروود به بازار کار قرار دارند.بنا بر امار های دولتی نرخ بیکاری دانشجویان 23 درصد است و از هر 200 تا 250 هزار نفر فارغ التحصیل اماده به کار تنها 70 هزار نفر امکان جذب در بازار کار را دارا هستند.

2- تصویر صنعت و اشتغال آفرینی در ایران چگونه است؟ دولت سالانه توانایی ایجاد چند شغل را دارد؟اجازه بدهید از کنار ادعای سالانه 930 هزار شغل شیخ الاسلامی بگذریم و به چند سال قبل بازگردیم که ایران به لحاظ شرایط اقتصادی و سرمایه گذاری دوران بهتری را تجربه می کرد.به گواه امار های انتشار یافته در برنامه های توسعه سالانه ایران، از سال 79 به بعد دولت باید سالانه 2 میلیون شغل ایجاد کند. یعنی دو میلیون تقاضا برای وروود به بازار کار وجود دارد.برای این که نرخ بیکاری در سال 79 ثابت بماند دولت حداقل باید سالانه 750 هزار فرصت شغلی ایجاد نماید.این در حالی است که مقام های رسمی در همان سالها اعلام داشته اند دولت تنها 400 هزار فرصت شغلی ایجاد کرده است. یعنی 350 هزار فرصت کمتر از انچه که نیاز است تا آمارها ثابت باقی بمانند.

بر اساس نرخ های سال 79 ایجاد هر فر صت شغلی نیازمند 3میلیون و 500 هزار تا 10 میلیون تومان سرمایه است.امریکا با تولید ناخالص ملی 10 هزار میلیارد دلار در سال  یک میلیون و 200 هزار فرصت شغلی ایجاد می کند.این رقم در آلمان به 540 هزار، ترکیه 220 هزار و کره جنوبی 200 هزار فرصت شغلی می رسد.حال در ایران چگونه امکان ایجاد 930 هزار فرصت شغلی وجود دارد سوالی است که مسوولان باید پاسخگو باشند.

در چنین شرایطی وضعیت بحرانی صنعت ایران که به بزرگترین شرکت دولتی نیز رسیده است نشانه خوبی به نظر نمی رسد. چرا که بنا بر برآورد های اعلام شده در سال 79 و برنامه سوم توسعه از 927000 نفر شاغل در بخش صنعت 600000 نفر سربار هستند. در بخش دولتي مي‌توان 1200000 نيروي كار را كنار گذاشت تا چرخ‌ها آسان‌تر به گردش درآيد, اما اين اقدام 1800000 نيروي شاغل را بيكار مي‌كند كه نيازمند تأمين آيندة خود مي‌باشد.

3- بنا بر خبری که توسط خبرگزاری دولتی فارس منتشر شده است خط فقر در تهران 850 هزار تومان است.اگر چه مقام های دولتی در سال های اخیر تلاش کرده اند تا هیچ گونه آماری از تعداد فقرا و جمعیت زیر خط فقر ارائه ندهند اما طبق آمار سال 83 و در شرایطی که خط فقر283 هزار تومان بوده است 10 میلیون نفر از جمعیت ایران زیر خط فقر زندگی می کردند.این امار در سال گذشته از سوی یک نماینده مجلس 14 میلیون نفر اعلام شد. در حالی که یک کارشناس مستقل اقتصادی در همان ایام به خبرگزاری مهر گفته بود: حداقل 30 درصد جامعه زیر خط فقر قرار دارند.معنای ساده این امار این است که نزدیک به یک سوم جمعیت ایران از تامین حداقل های زندگی روزانه خود ناتوان هستند.

4- حال همین سه نما را به هم پیوند بزنیم".جوانان تحصیل کرده بیکار فقیر"!بخشی از جمعیت آینده ایران است.این بخش از جمعیت فارغ از مطالبات سیاسی و اجتماعی برای زندگی کردن و حداقل های زندگی روزانه دچار مشکل است.حال تصور این که این جمعیت چگونه رفتاری را پیشه خواهد کرد چندان دشوار نخواهد بود.معترضان نان و یا لشگر بیکاران و گرسنگان در آینده ای نزدیک ظهور و بروز علنی خواهند داشت. جمعیتی که البته بخشی از آن را تحصیل کردگان دانشگاهی تشکیل می دهند.آن گاه شاید تصویری تلخ تر را باید متصور بود...


پا نوشت ها و منابع:۱-رقابت بر سر فرزند گذار ایران، چالش بر سر بیکاری ، آمار موسوی کروبی و... درست بود ،نرخ بیکاری در ایران ، خط فقر در ایران فارس، خط فقر 800 هزار تومانی سرمایه

 

+ نوشته شده در  سیزدهم شهریور 1388ساعت 18:30  توسط حمید مافی  |