شماره شنبه ولایت قزوین را دیده اید؟ فکر می کنم یک نمونه تجربی است برای کسانی که می خواهند روزنامه نگاری کنند و باید بدیهیات را بیاموزند. ولایت یک شاهکار است پس از 25 سال انتشار.
بگذارید موضوع را شرح بدهم شاید شما هم با من همراه شدید:
آقای پورمحمدی در مقام رییس سازمان بازرسی کشور هفته گذشته سفری به استان قزوین داشته و در چند جمع خصوصی و عمومی سخنرانی کرده و در نهایت با خبرنگاران هم به گفت و گوی عمومی نشسته است.گفت و گوی ایشان با خبرنگاران بنا به روایت یکی از حاضران در جلسه خود حکایتی شنیدنی دارد. نه از جهت پاسخ های آقای پورمحمدی که به لحاظ سوالات خبرنگاران نشریات. بگذریم و به ولایت بازگردیم و پوشش خبرهای رییس سازمان بازرسی.
تیتر یک این شماره ولایت به گفت و گوی ایشان با خبرنگاران اختصاص دارد البته با این عنوان که رسانه نقاد،جامعه و مدیران را اصلاح می کند. ادامه این خبر به صفحه دوم آمده و با همان تیتر و در صدر صفحه نشسته است.البته تنظیم خبر ولایت چقدر با استانداردهای خبری و آنچه که در جلسه عنوان شده است نیز خود حکایتی دیگر دارد.
حالا در همین صفحه و در باکسی جدا بازهم خبر دیدار پورمحمدی است با فعالان اقتصادی و اصناف با تیتر برنامه ریزی دقیق رمز دستیابی به پیشرفت اقتصادی است.بازهم در همین صفحه و در سومین خبر که با ترام از دو خبر دیگر جدا شده است سخنان پورمحمدی در شورای اداری استان آمده است البته با تیتری از امام جمعه قزوین.
خبرهای پورمحمدی در ولایت در صفحه 11 هم به چشم می آید. این بار ولایت گزارش دیدار او و قضات استان را در صفحه حوادث منتشر کرده است تا نشان دهد که بعد از 24 سال و هنگامی که مدیرمسوول این نشریه سکاندار تمام امور اجرایی اش می شود چه شاهکاری از خود به جای می گذارد.
فکر می کنم آنانی که برای یک بار هم گذرشان به جلسات آموزشی و نقد رسانه ها افتاده و یا اخبار را از نگاه رسانه ای دنبال می کنند حتمن این نکته ساده را دیده اند که هنگامی یک سلسله رویدادهایی که در جریان یک سفر رخ می دهد معمولا در پی هم می آیند و در نهایت یک گزارش از آنچه که رفته است در یک باکس به مخاطب ارائه می شود.مساله ای که ولایت آن را رعایت نکرده است. شاید از نگاه مخاطبان سنتی ولایت که بیشتر در این نشریه به دنبال آگهی ها هستند این مساله اصلا به چشم نیاید اما بدون شک هر اهل رسانه ای که چشمش به این نشریه 25 ساله بیافتد حتمن یک نیشخند خواهد زد و سری به نشانه افسوس تکان خواهد داد.
آقای موسوی که فردای جشنواره مطبوعات محلی در یادداشتی بدون نام دلخوری خود را از جایزه نگرفتن هایش نشان داد و مدعی شد که جایزه را جای دیگر می دهند حالا می تواند آرشیوش را بگذارد جلویش و برای چند بار این گونه مسائل را که از نگاه او عادی شده است نظاره کند و به این بیاندیشد که آیا حق با اساتید داوری بود یا نه.
شاید جناب موسوی بگویند این روزها کمتر وقت دارند که به نشریه ولایت برسند و بیشتر درگیر چاپخانه اند، آن گاه باید از ایشان پرسید تحریریه ولایت و سردبیر محترمش چه؟آنها هم نمی رسند و وظیفه ای دیگر دارند؟

