سخت گرفتن بر فعالان سياست و اجتماع آهسته وآرام تبديل به يك عادت روزمره شده است.
«كارگران»، «زنان»، «معلمان» ، «روزنامه نگاران»، «دانشجويان» و «روشنفكران» سخت براي دفاع از مطالبات خود زير فشارند و روزنه هاي تنفس براي فعاليت آزادانه كه حق آنان است تنگ تر و تنگ تر مي شود.
18 تيرماه 1378 فاجعه اي بود كه همگان را آزارد و كمتر كسي است كه از جفاي بردانشجويان در آن روزهاي تلخ دردمند نباشد. اما دريغ كه نه تنها دلجويي از اينان به عمل نيامد كه 18 تير امسال نيز تلخ تر شد.
تلخ از آن رو كه به بهانه «انقلاب هاي رنگي» دانشجويان معترض را به بند كشيدند و خبرهاي ناگوار حكايت از فشار بر آنان براي گرفتن اعتراف است. فشار و شكنجه آن گونه كه متدر يكي از دانشجويان مي گويد .....
مرورچند باره قانون اساسي مويد اين است كه «همگان حق برگزاري تجمع مسالمت آميز را دارند و «دولت بايد آزادي هاي قانوني ديگران را به رسميت بشناسد.»
در هنگام بازداشت نمي توان كسي را به زور وادار به اقرار كرد و هر گونه فشار روحي و رواني در هنگام بازداشت ممنوع است.
آن چه كه خانواده دانشجويان از فرزندان در بندشان مي گويند خلاف اين است. تمام تلاش اين است كه دانشجويان را به جريانهاي خارج از كشور پيوند دهند و بعد هم امكان سركوب را فراهم آورند.
«شعار» بازگشت نشاط سياسی به دانشگاه با اين شيوه امكان پذير نيست، آنچه كه بر دانشگاه مي رود، سخت گرفتن بر فرزندان اين سرزمين است. حال اگر ميان تفكر آنان و دولت همسويي وجود ندارد جوابش اين نيست كه مي رود. دولت نهم مي گويد از اين كه در دو سال اخير هيچ كس آمدن 18 تير را احساس نكرده خرسند است و چقدر ما نگران اين صدايي كه نمي گذارند به درآيد. هنگامي كه دولت خود را به معرض نقد بگذارد و اجازه دهد ديگران نگاه خود را نسبت به آن بازگو كنند طبعاً مجال بيشتري براي كاهش شكاف ميان خود و ملت خواهد يافت، اما انگار چنين شيوه اي در اين دولت پسنديده نيست. بردانشجويان سخت گرفته اند و ما شاهد اين سخت گرفتن! فرزندان اين سرزمين به «جرمي» كه مرتكب نشده اند ددربندند و چقدر دردناك كه مي فهمم.
عبداله مومني، سخنگوي سازمان ادوار تحكيم وحدت، برادر شهيد است و همسر و فرزندانش به جاي مانده از برادر به راستي خاموش نشستن در برابر آنچه كه بر عبداله مومني و دوستانش مي رود گناه نيست. آيا دولت نهم دروغ گو نيست؟آيا ما گناه نكرده ايم؟نمي دانم بايد چكار كرد اما دانشجويان را آزاد كنيد. بگذاريد فرزندان اين سرزمين چشم به بيرون ندوزند و به زور كسي را به غرب پيوند ندهيد.
پ.ن- چه سبکم امروز دلیلش رو بعدا خواهم نوشت.چقدر دلم می خواست سفر ادامه داشت تا همیشه.