خبرها را که مرور می کنی می بینی سالروز دوم خرداد در همه جا به نوعی گرامی داشته شده است به غیر از قزوین ما.کاشانی ها، کرمانی ها، شیرازی ها؛ اهوازی ها و......همه یادشان مانده که 10 سال قبل به چه امیدی به سید محمد خاتمی رای دادند و بعد از 10سال به کجا رسیده اند الا ما قزوینی ها.
چند وقتی هست که تصمیم به نقد فضای سیاسی حاکم بر قزوین گرفته ام اما چون اصولا مردم این دیار به ویژه اهل سیاستش نقد را تاب نمی آورند و هر نقادی را در اردوگاه رقیب می بینند و خود را در مقام علامه دهر می ترسم که بازهم بار اتهام های بسیار به سویم روانه شود.اما بادا باد نوشتن در باره سیاست محلی آن هم در شرایطی که گروه ها خود را برای انتخابات آماده می کنند و بنابر اخبار موثق اجماع بر سر فرزند شیخ قدرت علیخانی است و حتی برادران سازمان مجاهدین انقلاب اسلامی که از نگاه شیخ قدرت از سازمان منافقین نیز بدترند در کمیته راهبردی ستاد انتخاباتی نامبرده عضویت دارند و طرح و برنامه هایش رابرای پیروزی تدوین می کنند.
حتی دوستانی که تا دیروز به شیخ می پریدند و او را دشمن دموکراسی می پنداشتند که البته به نظر نگارنده هست (در این باره بعدا بیشتر توضیح خواهم داد) بعید نیست در زیر سایه یکی از نیروهای او که البته دل در چپ و راست نیز به جای نهاده است فعالیت کنند.
این ها نشات گرفته مشخص نبودن هویت سیاسی گروه ها و کوتاه بودن سقف سیاست ورزی در قزوین است.سقفی که تو فاصله میان نیروهای اصلاح طلب و برادران گمنام را نمی توانی مشخص کنی. جایی که برادران ارزشی دوران دانشگاه که با بسیج برای شکست انجمن اسلامی هم ائتلاف شده بودند حالا لباس دموکراسی خواهی بر تن کرده و برگرد که نه بر سر سفره نشسته اند. به قول حامد اینجا شهر عجایب است. شهر قصه ها................
این یک واقعیت تاریخی است که در شهر قزوین هیچگاه نهادهای مدنی پا نگرفته اند و جریان نخبه نتوانسته است میان خود و دیگری ارتباط برقرار کند چه برسد به ارتباط با توده مردم.
در قزوین احزاب به سان محفل های دوستانه پابرجایند و شما هیچ کار تشکیلاتی تحزب پرور را نمی بینید. اینجا برهوت اعتماد اجتماعی است هرکس خویش را حق می پندارد و دیگری را دشمن. توهم توطئه در میان سیاسیون اینجا بیداد می کند و خلاصه همه چیزش به همه چیزش می آید.
نمی دانم سر آغاز این نوشتن چرا این قدر تلخ است شاید من زیادی بدبین هستم اما همین که در بسیاری از شهرهای ایران یاد ده سالگی جنبش ناتمام اصلاح طلبی گرامی داشته و شمعی بر مزار آن روشن شد و در قزوین آب از آب تکان نخورد خود دلیلی برای عمق بخشیدن به این بدبینی ها است......... شما هم مرا در این بازی یاری کنید و نگاههای خود را بیرحمانه در باره در جازدن های قزوین بنویسید. شاید از پس این نوشتن ها ما مدعیان توسعه محلی توانستیم گامی هرچند خرد برداریم. ایمیل و کامنت ها چشم به راه شما هستند تا بیرحمانه بنویسید.......راز در جا زدن ما!
دیروز مسافر الموت بودیم و جاذبه های طبیعی اش اما جاده آنقدر سخت و ناهموار بود که هر مسافر غریبه ای را فراری می داد نمی دانم شعارهای دولت برای توسعه گردشگری کجا گم شده اند اما شهر پایلوت نباید جاده های این گونه داشته باشد!!!
وزیر کشور برای حل معضل ازدواج چاره اندیشی کرده اند شما می توانید ازدواج موقت را به شدت ترویج کنید. جسارت این کار را داشته باشید.انتهای این سیاست هم.... بگذریم ازدواج موقت چند ویژگی دارد. مکان ثابت نمی خواهد، تعهد به بار نمی آورد، میل تنوع گرایی آقایان را باز می گذارد و به فحشا شکل اسلامی و شرعی می دهد.