تبليغاتX
آماتور

آماتور

یادداشت های یک روزنامه نگار محلی

اعتراف به اشتباه شجاعت می خواهد. هاشم باروتی همیشه می گفت:اگر حماقت کردی شجاعت داشته باش وبه آن اعتراف کن تا حداقل وجدانت آسوده بخوابد. شاید نوشتن متن اعتراف سخت ترین کار یک گنهکار باشد وحال من می خواهم اعتراف کنم. اعتراف به اشتباهی بزرگ. برای ورود به این اعتراف می خواهم به دوران انتخابات وحتی قبل از آن برگردم. روزهایی که دوستان همیشه من اصرار بر آن داشتند ما از شیوخ فاصله بگیریم ......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و هشتم آذر 1385ساعت 23:26  توسط حمید مافی  | 

من علی تدین را دوست دارم. او در شماره های آخر ویژه نامه اعتمتد ملی که برگ برنده تمام عمر روزنامه نگاری من است همراه من بود.در روزهایی که هیچ یک از دوستانی که اصرار داشتند اعتماد ملی منتشر شود نبودند.علی تدین دغدغه دموکراسی دارد و به جریان های دموکراسی خواه نزدیک است.علی برای من قابل احترام است حتی اگر در این روزها دلگیر باشد وسرد تر برخود کند بازهم علی تدین است برای من.او از من خواسته تا پست قبلی وبلاگ را پاک کنم ودشمن شاد کن نشوم که گر پرده بر افتد....


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  بیست و هشتم آذر 1385ساعت 6:0  توسط حمید مافی  | 

تصمیم نداشتم در باره انتخابات آن هم به این زودی ها بنویسم. حتی دیروز علیرغم اصرار رحیم سرکار برای نوشتن تحلیل گفتم :بگذار بگذرد تا بعد این روزها ممکن است هرچه می گوییم از سر احساسات وعصبانیت باشد.اما راستش وقتی کامنت های وبلاگ نیمه غایب را دیدم تاسف خوردم از این که چرا دلایل شکست را ننوشتم آن گونه که خودم می دانستم.

ما باختیم. در یک بازی ناعادلانه که داور به نفع رقیب سوت می زد. آرا را در اتاق های دربسته شمردند بی آن که کسی از ما آنجا باشد.شاید برای اولین بار بود که می دیدم انتخابات بی نظم وبدون برنامه برگزار می شود.صورت جلسه ها خط خورده، مجریان توجیح نشده وناظران بدون برنامه دست به دست هم داد تا انتخابات آن گونه که پیش بینی می شد رقم بخورد.ما نیز علیرغم اعتراض هیچ ضمانتی برای شرکت در انتخابات سالم نگر فتیم. البته باید قبول کنیم تمام دلیل باخت ما این نیست. دلیل باخت ما آدم هایی بودند که این گونه پیام به جا گذاشتند وبعد از روی وبلاگ ها آن را پاک کردند.

 مهدیه خانم لطفا یک مشاور سیاسی ورزیده حتما بگیر تکرار ذنب از بی دقتی است .
2- روزنامه نگار با مشاور سیاسی فرق دارد . اما م خمینی
3- اعتماد ملی خوب ازت استفاده کرد . الحمدلله که که نتونست ائتلاف را به هم بزند .
4 -با همه نامروتیهات هنوز دوستت داریم اما بهت رای نمیدیم .شرمنده تازه کاری !
5 -من کشته عکسهای عاشقانه ات با بچه قرتی ها هستم .
6 -اگر از کار خودت پشیمان هستی تازه شدی عین الان من ،چون من هر چقدر دوستان اصرار میکردند که تو کوتوله سیاسی هستی باورم نمیشد الان با 150
sms
که برای دوستام در خصوص رای ندادن به تو زدم افسوس می خورم که چرا هم چوب رو خوردم هم پیاز وهم پول را دادم
7 -عزیزم مثل احد تو رو خدا نظرات رو پاک نکن تمرین تحمل کن . همینطور که ما هم چندین ساله که تحملت میکنیم .

نمی دانم چه کسی یا بهتر بگویم نمی خواهم بدانم چه کسی این پیام را به جا گذاشته  اما مرا بر این می دارد تا اصرار هویدا کنم.اسرار جلساتی که با تلفن از راه دور اداره می شد.جلساتی که با تلفن ناگهان 5 نفر جلسه را ترک می کردند. شما منتظر بمانید.جلساتی که سازمان مجاهدین توسط شیخ قدرت علیخانی هدایت می شد. منتظر بمانید.واین پیام را هم که توسط یکی دیگر از همین جماعت نگاشته شده بخوانید تا بدانید قصه از چه قرار است.

+ نوشته شده در  بیست و هفتم آذر 1385ساعت 17:50  توسط حمید مافی  | 

این روزها حال من خیلی خوب است درست مثل تمام روز های عمرم. راستش خیلی وقت بود که دنبال یک بهانه می گشتم تا برای تو نامه بنویسم واز روزهای خوب بگویم. روزهایی که ما شادیم وآزادیم. روزهایی که حال تمام مردم خوب است ومردم با مهربانی وعطوفت با هم رفتار می کنند. روزهای خوبی است باور کن در تمام عمرم از این روزها ندیده بودم.این همه روز سرشار از مهربانی وعطوفت.آخر امسال دولت مهرورز داریم ودر این همه مهر ورزی ما مانده ایم که چه کنیم با کرور عاطفه که روی زمین می ریزد.

روز دانشجو/ دانشگاه تهران


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پانزدهم آذر 1385ساعت 15:50  توسط حمید مافی  | 

دانشگاه زنده است/خورشید خانم

خوابم نمی برد درحالی که تمام شهر در خواب است.ذهنم پر است از سوال های جورواجور.از دوم خرداد76تا همین امروز وآن چه که برما رفت.شهر دارد بوی انتخابات می گیرد ومن هم یکی از آدم هایی که در شیپور حضور می دمم.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سیزدهم آذر 1385ساعت 1:28  توسط حمید مافی  | 

با کوچه آواز رفتن نیست
فانوس رفاقت روشن نیست
نترس از هجوم حضورم
چیزی جزء تنهایی با من نیست
...

ترسم نیست بی تردید از جاده ، از سایه
تاریکِ تاریکم ، من از من می ترسم
من از سایه های شب بی رفیقی
من از نارفیقانه بودن می ترسم
+ نوشته شده در  سیزدهم آذر 1385ساعت 1:26  توسط حمید مافی  | 

 

باید بنویسم یانه؟دیوانه ام دیوانه وار دارم به دور خودم می پیچم حالم اصلا خوب نیست کاش زودتر این انتخابات لعنتی تمام شود ومن به خودم برگردم کاش راه فراری داشتم کاش مهدیه وحامد نبودند کاش می توانستم در این روزهای سخت کناره بگیرم وبنشینم .باور کنید سخت ترین روزهای عمرم را می گذرانم .حالم دارد ازتمام آدم های سیاسی به هم می خورد.دیروز ۳ساعت وقت گذاشتم تا ۵نفر را راضی کنم که رای بدهند اما بعدش چه شود؟من که همین حالا از طرف نزدیک ترین دوستانم متهمم باید چه کنم گیرم فردا روزی همین آدم ها آمدند ....ولش کن حالم خوب نیست درست مثل مریم که دل شیشه ایش امروز خرد شده بود.دلم برای مریم هم می سوزد که گیر آدمی مثل من افتاد.من این روزها دلم برای هاشم باروتی تنگ می شود حتی برای مزدک که دوباره در دنیای مجازی پیدایش کرده ام.دلم برای تمام آدم هایی که می فهمیدند برای آن ها که همه را می دیدند برای روزهایی که مشتاقانه رای می دادند برای روزهایی که همه حرف هم را می فهمیدیم.وای وای وای که چه روزهای بدی چه آدم هایی که خود حق اند ودیگری نا حق وای وای وای......اما دوستان من تورو خدا یه دفعه ام که شده به لیست رای بدید بادا باد مگه این همه فرصتی که خاتمی به باد داد چی شد؟یه بار دیگه امتحان کنید.یادتون نره حامد نوروزیان ومهدیه قافله باشی صمیمی ترین دوستان منند.بقیه لیست هم ظاهرا این طوره ۱-مهندس غلامحسین شیری ۲- دکتر زهرا یوسفی ۳- سیف اله مافی ۴- مرتضی آقا علیخانی ۵- مهندس سید احمد یعقوبی۶- ولی چگینی ۷- خطیب امامقلی.

اون طرفم نامه واعتماد ملی لیست مشترک دادن.تمام دوستان من این بار تقسیم بر سه شده اند.خدا کند درپس انتخابات دوستانم دوست بمانند خالی از حرف های امروز خداکند.........

+ نوشته شده در  دوازدهم آذر 1385ساعت 14:5  توسط حمید مافی  | 

از طلا گشتن پشیمان گشته ایم مرحمت فرموده ما را مس کنید
+ نوشته شده در  هشتم آذر 1385ساعت 0:17  توسط حمید مافی  | 

امروز روز خوبی نیست. از صبح زنگ می زنند قرار است لیست اصلاح طلبان قزوین نهایی شود.احد چگینی ، رضا گروسی ومهدی عبدالرزاقی سه رد صلاحیت شده ای هستند که قرار است برای جانشین هایشان تصمیم گرفته شود.میگویند اکبر محمد بیگی ،اصغر عاملیان واحتمالا بهمن عشایری یا اسدی جای این سه نفر را خواهند گرفت.از صبح آدم های مختلفی زنگ می زنند ماهم همینطور فقط می گوییم حال ما خوب است اما شماباور نکنید.وای که چه روز بدی است از ناصداقتی ها از بازی اعتماد ملی از رد صلاحیت های معنا دار واز این که می بینم آنان که پدر اصلاح طلبی را در آورده اند ودر این چند مدت با هرتهمتی این جماعت را رانده اند امروز دلسوز شده اند وخود را اصلاح طلب می خوانند. نامه مثل همیشه راه خود را رفته تفرقه بیانداز حکومت کن.اعتماد ملی موضعش را روشن نمی کند با هرکسی سر میز می نشیند.هوا برش داشته وبه سهمش راضی نیست ومن در این وانفسا به این ناراستی ها فکر می کنم .

راستی امروز حراست شهرداری از شرکت خواست تا دیگر من نماینده آنجا نباشم. این را هم به شمار دیوار کوتاه فکری برادران اصول گرا می گذارم.روزی رسان خداست که در تمام این مدت ما را به حال خودمان نگذاشت.خدای به خاطر این همه لطف ممنونیم.....

+ نوشته شده در  هفتم آذر 1385ساعت 15:14  توسط حمید مافی  | 

 در هیاهوی دنیای سیاست وانتخابات شاید هیچ چیز مهم تر از این نبود که فیفا پس از چند ضرب الاجل به فدراسیون فوتبال ایران تمامی فعالیت های بین المللی فوتبال ایران را به حالت تعلیق در آورد.تعلیقی که اگرچه خوشایند مسوولین دولتی نبود.دخالت دولتی ها در فوتبال وبرکناری محمد دادکان پس از ناکامی در جام جهانی سرانجام ایران را به محرومیت کشاند تا هفته آینده هفته فوتبال باشد ومقامات عالیرتبه برای حضور در بازی های آسیایی به رایزنی بنشینند.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارم آذر 1385ساعت 10:0  توسط حمید مافی  | 

مطالب قدیمی‌تر